محمدتقى نورى

289

اشرف التواريخ ( فارسي )

مقرّر شدن حكومت ارض فيض‌نشان و محال « 1 » سر ولايت و چناران به محمّد صادق خان چون هميشهء اوقات « 2 » حقوق خدمتگزارى جان‌نثاران قديم و چاكران بر « 3 » جادهء عبوديت مستقيم منظور نظر انور « 4 » و الا و مكنون ضمير منير معلّى مىباشد و خدمت هيچ فردى از افراد « 5 » را ضايع « 6 » نمىگذارند . صادق خان به « 7 » بعضى جهات بعد از تسخير ارض فيض سمات « 8 » و به مقتضاى كمال دانش و بينش و بزرگى و بزرگ‌منشى شاهزادهء و الا صفات از خدمت للگى معاف و ازين نعمت عظمى مهجور و محروم مانده ، در غرهء شهر جمادى الاولى 1220 ، « 9 » حسب الاستدعا و درخواست حسين خان سردار ، ( 112 الف ) بلكه براى خويش « 10 » لطف عالم شمول را شامل حال او فرموده ، او را به حكومت ارض اقدس سرافراز و محمّد كاظم بيك ، برادر كوچك‌تر او را به نيابت چناران و سر ولايت ( 141 ) كه بهترين مواضع كل مملكت خراسان است ، عزّ امتياز بخشيده ، پايهء قدر و منزلت او را به اعلى مدارج كيوان برافراشت و نقد و جنس و مداخل و منافع اخلامد و فريزى ( 142 ) كه از مضافات ارض اقدس است به جهت مدد خرج او از ديوان اعلى ممضى داشتند و الى حال كه هفتم شهر ذى حجة الحرام است من حيث الاستقلال بر وسادهء حكومت تكيه داده ، « 11 » از مستندات حكمرانى محظوظ و از عنايت اشرف در معاندت « 12 » ارباب عرض محفوظ مىباشد . هم « 13 » درين سال بقعهء خواجه ربيع كه مدت‌هاى مديد به سبب ناامنى ارض اقدس و نزول لشكر و اقامت متردّدين ، « 14 » خراب و باير و حصار و جدار آن بالمرّه « 15 » از حليهء آبادى عاطل مانده بود ، معمار همت مهد معظّم و ستر مكرّم كه هميشه مقصور به بناى خيرات و حسنات

--> ( 1 ) . مج : ولايت . ( 2 ) . مج : « اوقات » ندارد . ( 3 ) . مج : در . ( 4 ) . مج : « انور » ندارد . ( 5 ) . مج : افراد انسانى . ( 6 ) . مج : ضايع و نابود . ( 7 ) . مج : كه به . ( 8 ) . مج : بينات . ( 9 ) . ملك : « 1220 » ندارد . ( 10 ) . ملك : مبارك خويش . ( 11 ) . مج : زده . ( 12 ) . مج : محظوظ و از وصمت . ( 13 ) . مج : وهم . ( 14 ) . مج : مترددين . ( 15 ) . مج : آن ويران و باطل و .